لحظه ها عریانند
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...
.لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:31 توسط علی
|
الــــــــــهی