لحظه ها عریانند
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...
.لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...
.لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
دوستی های دیرینه معنای زندگی هستند
هر کجا هستی باش
به یادت حس خوبی دارم ........
بابت هرشبی که بی شکر تو سر بر بالین نهادم....
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم ....
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم ....
بابت هر گره که به دست تو باز شد و منبه شانس نسبتش دادم ....
بابت هر گره که به دستم کور شد و تو را مقصر دانستم .....
مـــــــــــــرا ببخــــــــــــــــش
عید فطر ضیافتی است برای پایان این میهمانی
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست
عید فطر قبولی انفاقهای به قصد قربت است
عید فطر پایان نامه دوره ایثار و گذشت است
عید فطر بر همه مبارک
فقط بگم:
هر سال دریغ از پارسال !!!!!!!!!!
خوش بحال اونایی ک این ماه براشون مبارک بود....
خوش به حال اونایی که با تموم شدن ماه رمضان دلشون میگیره و اشکشون در میاد خوش بحال اونایی که تا تونستن تو این ماه بیکار نبودن خوش بحالشون
"هفت شهر عشق را عطار گشت / ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم"
توکل ب خدا...
![[تصویر: 486393_RPwbTgmC.jpg]](http://edk666.persiangig.com/image/486393_RPwbTgmC.jpg)
چه شبهایی ز دست این گدا رفت
سحرهای پر از عشق و صفا رفت
خداحافظ دعاهای مبارک
بهار رحمت و ذکر خدا رفت
رمضان هم تمام شد ...
تازه دلمان گرم آنهمه نور شده بود که گفتند تمام شد . تازه عادت کرده بودیم به آسمان ،که گفتند ... عید رمضان آمد ... همه میخندند اما لبهای تو به هم چسبیده و خشک شدهاند .
معلوم نیست چند تا ماه رمضونِ دیگه فرصت به ما داده بشه ولی حتی طولانی ترین عمرها هم به همین سرعتی که این ماه گذشت میگذره .

«كوله بارت بربند ! شايد اين چند سحر فرصت آخر باشد , كه به مقصد برسيم ! بشناسيم خدا و بفهميم كه يك عمرچه غافل بوديم ! مي شود آسان رفت ، مي شود كاري كردكه رضا باشد او ! اي سبكبال دراين راه شگرف ، در دعاي سحرت درمناجات خدايي شدنت ! هرگز از ياد مبر من جا مانده بسي محتاجم.»
اینجا صدای پا زیاد میشنوم اما
هیچکدام تو نیستی
دلم خوش کرده خودش را به این فکر
که شاید پابرهنه می آیی
هیچگاه بخاطر هیچکس
دست از ارزش هایت نکش
چون زمانی که او فردا
از تو دست بکشد
تو میمانی و یک من بی ارزش
خداوندا مرا ببخش.....
به خاطر همه درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود
- بيهوده متاز که مقصد خاک است
- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن
- نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهيم
- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن
- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود
- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود
- هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم
- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست
- دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است
- تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد
- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد
- مرد بزرگ، كسي است كه در سينۀخود ، قلبي كودكانه داشته باشد
- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی
- يادها رفتند و ما هم ميرويم از يادها. کي بماند برگ کاهي در ميان بادها
- دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است
- هيچوقت نمیتوانيد با مشت گره کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد
- نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد
- کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني
- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد
- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد
دختری جوان، روبه روی او، چشم از گل ها بر نمی داشت
وقتی به ايستگاه رسيدند، پيرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت
می دانم از اين گل ها خوشت آمده است. به زنم مي گويم كه دادم شان به تو
گمانم او هم خوشحال می شود و دختر جوان دسته گل را پذيرفت و پيرمرد را نگاه كرد
كه از پله های اتوبوس پايين می رفت و وارد قبرستان كوچك شهر می شد
در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست
زندگي آب رواني است روان ميگذرد..........
آنچه تقدير من و توست همان می گذرد
نگهش دار به موسی شدنش می ارزد
بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟