ای زندگی ببخش

بیگانه ماندی و نشدی آشنا تو هم

بیچاره من! اگر نشناسی مرا تو هم

 

دیدی بهای عشق به جز خون دل نبود؟

آخر شدی شهید در این کربلا تو هم

 

آیینه‌ای مکدرم از دست روزگار

آهی بکش به یاد من ای بی‌وفا تو هم

 

چندی ست از تو غافلم ای زندگی ببخش

چنگی نمی‌زنی به دل این روزها تو هم

 

ای زخم کهنه‌ای که دهان باز کرده‌ای

چون دیگران بخند به غم‌های ما تو هم

 

تاوان عشق را دل ما هرچه بود، داد

چشم‌انتظار باش در این ماجرا تو هم

 

فاضل نظری

يا رحیم

یا رحیم

دلم یک باغِ پر نارنج
دلم آرامشِ ترد و لطیفِ صبح شالیزار
دلم صبحی
سلامی
بوسه‌ای
عشقی
نسیمی
عطرِ لبخندی
نوایِ دلکشِ تار و کمانچه
از مسیری دورتر حتی ..
دلم شعری سراسر دوستت‌دارم
دلم دشتی پر از آویشن و
گل پونه می‌خواهد..

 نیما یوشیج